قهرمان ميرزا عين السلطنه

715

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مزاياى مأموريت خارج كارى در اين زمانه بهتر از مأموريتهاى خارجه نيست . اولا مواجب خوبى مىدهند ، ثانيا در هر موقع راحت [ اند ] و هيچ وقت كارى ندارند و اگر قدرى به قاعده رفتار كنند مثل صدر السلطنه واضح و آشكار كارى نكنند كه باعث شورش و تشكى عموم مردم بشود بيست سال سى سال در كمال عزت و جلال مأمور خواهند بود . يك چيز ديگر كه عيان است و از همه بهتر است نبودن مسئوليت و كار است . جمعى كه در اين رشته كار هستند ديده‌ام مدتهاست مأمورند و ابدا اسم عزلى براى آنها نيست مگر گاهى تبديل كنند . آن هم بسيار خوب است . خوش و راحت زندگانى مىكنند . هميشه معزز و محترم ، آسوده و راحت مشغول سياحت و تماشاى خوب مىباشند . هميشه من افسوس آنها را مىخورم . كاش ممكن بود و من را به يك قصبهء خارجه مأمور مىكردند . اعمال و حركات صدر السلطنه اين صدر السلطنه اصلا دماغش ناخوش است . وقتى هم صرع مفصلى گرفت و نزديك بود هلاك شود . پس از آن‌كه از بمبئى آمد وزيرمختار ينگىدنيا شد و اول سفيرى بود كه آنجا رفت . خيلى محترم در انظار مردم جلوه كرد . در ينگىدنيا بناى كارهاى بيمعنى را گذاشت . مثلا حرفهاى بى خود و مطالب جعلى خيلى مىگفت و مىنوشت . متصل نطقهاى بيموقع مىكرد . روزنامه‌نويسهاى امريكا هرچه مىگفت در روزنامه درج مىكردند . اسباب تمسخر و مضحكه شده بود . صدر السلطنه خيلى اوقاتش تلخ شد و به رئيس جمهور اعلان كرد كه روزنامه‌نويسها را قدغن كند و تنبيه كند من‌بعد اين قسم مطالب ننويسند . اگر تنبيه نكند و غدغن نكند دوازده ساعت ديگر بيرق ايران را خوابانيده و خواهد رفت . رئيس جمهور پيغام داده بود مردمان ينگىدنيا آزادند و اين ولايت آزادى است . نمىشود مردم را از بعضى كارها منع كرد و بىجهت تنبيه كرد . بهتر اين است شما ترك اعمال قبيحهء خود را كرده و من‌بعد خوبتر حركت كنيد تا اسباب مضمون روزنامه‌نويس نشويد . هر آينه نمىتوانيد جلوگيرى كارهاى خود را بكنيد و ميل رفتن داريد تذكرهء خروج روانه شد به سلامتى برويد . صدر السلطنه هم به لندن آمد . اعليحضرت سفر سيم فرنگ رفته بودند آنجا شرفياب شد . بعضى مطالب عرض كرد مرخص شد . بارهاى زيادى را برداشته از راه اسلامبول به طهران برود . در اسلامبول در مجلس مهمانى سفارت ايران كه همين مشير الدوله تهيه ديده بود با اين سلطان ابراهيم ميرزا مشكوة الدوله - لقب بهترش مادام چلو - دعوا كرده ( سلطان ابراهيم ميرزا به مراتب از صدر السلطنه ديوانه‌تر است ) در سر ميز در حضور مردم سلطان ابراهيم ميرزا دست صدر السلطنه را طورى به دندان گرفت كه دو انگشتش تا يك سال مجروح بود . به طهران آمده مدتى ناخوش بود . باز خودى داخل كار كرده به اين مأموريت رفت . گرماى عربستان كمك كرده اين مسافرت هم به اين قسم ختم شد . خداوند از آينده محافظت فرمايد .